|

می گویند یکی از شاگردان سقراط ، به او گفت : کاری بکن که من آدم موفقی بشوم . سقراط گفت :بعد از ظهر بیا کنار رودخانه . بعد از ظهر شد و رفتند کنار رودخانه . سقراط گفت : خم شو . خم که شد ، سقراط گردنش را گرفت و برد زیر آب .اینقدر نگه داشت که داشت خفه می شد و بال بال میزد . بعد سرش را آورد بیرون و چند دقیقه ای طول کشید تا نفسش جا بیاید . شاگردش گفت : داشتی مرا خفه می کردی . سقراط گفت : آن زیر که بودی برای زندگی چقدر به هوا نیاز داشتی ؟ چه قدر تلاش کردی ؟ گفت : تمام انرژی ام را گذاشتم که دست تو را بزنم کنار و بیایم بالا . سقراط گفت : اگر برای هر کاری ، همین قدر انرژی مصرف بکنی ، موفق می شوی .
|