تبليغاتX
قله های موفقیت

عقل یا شهوت ؟

کمال انسان چیست ؟

پیروی از عقل یا پیروی از شهوت ؟

خداوند ملائکه را از عقل آفرید و حیوانات را از شهوت آفرید. ولی انسان را از عقل و شهوت آفرید. بنابراین اگر عقل انسان بر شهوتش غلبه کند، از ملائکه برتری میابد ولی اگر شهوتش بر عقلش غلبه کند، از حیوانات نیز پست تر میشود .

راه ملائکه معلوم است و اختیاری بر این ندارند که راه دیگری غیر از آنچه خداوند برای آنان قرار داده بروند. آنان چیزی جر عقل ندارند پس فقط از خداوند پیروی میکنند و به ذکر او و انجام دستورات او مشغولند.

راه حیوانات نیز مشخص است. آنان چیزی جز شهوت و غریزه ندارند. زندگی حیوانات در خوردن و خوابیدن و تولید مثل خلاصه شده است.

ولی انسان اگر تعادل نداشته باشد، از رسیدن به کمال باز میماند. اگر در دین افراط کند یا تفریط کند و فقط به شهوات بپردازد، در هر دو صورت راه را اشتباه پیموده است.

حال چگونه میتوان تعادل را حفظ نمود و به دور از افراط و تفریط و سردرگمی، راه کمال را در پیش گرفت و سعادتمند شد؟

انسان بر خلاف ملائکه ( که همه استعدادهایشان بالفعل است ) و حیوانات ( که استعدادی برای به فعلیت درآوردن ندارند)، سرشار از استعداد بالقوه است و هدف او، شناخت و به فعلیت رساندن آنهاست که فقط در صورت حفظ تعادل میان عقل و شهوت خویش میتواند آنها را بالفعل کند و در جهت رشد و کمال حقیقی به کار گیرد.  تنها راهی که انسان می تواند در آن تعادل را میان همه جنبه های زندگی حفظ کند و در سایه آن استعدادهایش را شکوفا نماید، پرستش و گرایش به خداست . اگر انسان این استعداد خودرا به فعلیت برساند خواهد دید که همه استعدادها در یک جهت هستند و مکمل یکدیگر نه در تعارض هم. آنان که میخواهند بدون خدا انسان را به کمال برسانند سخت در اشتباهند.

اساسا اگراستعدادهای انسانی بدون هدف خارج از ذات انسان به  فعلیت برسند جز در مسیر خود طبیعی و نفس اماره در مسیری دیگر به کار نخواهد افتاد.

+ ارسال شده توسط مسعود ابراهیمی در تاريخ شنبه 12 فروردین1391 در ساعت 6:7 بعد از ظهر مرتبط با موضوع فلسفی |

عشق به او ...


انسان جانشین خداوند روی زمین است. خداوند همه هستی را برای انسان و انسان را برای خودش خلق کرده؛ بنابراین اگر انسان چیزی بخواهد، همه هستی و کائنات دست به دست هم میدهند تا آن چیز را برای انسان مهیا کنند. این یعنی هیچ چیزی در هستی وجود ندارد که انسان بخواهد به آن برسد و این اتفاق نیفتد. یعنی خواستن مساوی است با بدست آوردن. چون خداوند همه هستی را برای انسان آفریده، کل کائنات با کمال میل دست به دست هم میدهد تا چیزی را که یک انسان میخواهد برایش فراهم کند.

+ ارسال شده توسط مسعود ابراهیمی در تاريخ دوشنبه 8 اسفند1390 در ساعت 9:58 بعد از ظهر مرتبط با موضوع موفّقیّت |

لذّت عاشقی


رابطت با خدا چطوره؟ عاشقش هستی؟

کی میگه عاشقی شاخ و دم داره؟ کی میگه عاشقی سخته؟ کی میگه عشق به خدا دست نیافتنیه؟ کی میگه عشق و خلوص رو از ظاهر میشه فهمید؟

قلبت برای خدا می تپه؟ فکرت برای خدا کار میکنه؟ دوست داری خدا رو ببوسی؟ دوست داری نگاش کنی و از وجودش لذت ببری؟

اصلا تا حالا با خدا رفتی بیرون تفریح؟ تا حالا براش چایی ریختی؟ ببینم نکنه همش خدا باید این کارها رو برات بکنه؟

با خدا حال کن. خدا همه هستی رو برای تو ساخته، طبیعت به این زیبایی رو برای تو بوجود اورده که یک لحظه خوشحالی تو رو ببینه. که یک دقیقه باهاش روی اون تخته سنگ بشینی و به دریاچه روحبخشی نگاه کنی که اطرافش پر از درختها و گیاهای خشگل ومعطره. خدا میخواد عکس آسمونو توی آب ببینی. میخواد به افق نگاه کنی و از ته دلت داد بزنی : « خدا جون عاشقتم ».

خدا عاشق توئه و از ابراز این عشق توسط تو لذت می بره .

+ ارسال شده توسط مسعود ابراهیمی در تاريخ چهارشنبه 16 آذر1390 در ساعت 8:33 بعد از ظهر مرتبط با موضوع موفّقیّت |

شاید ...

شاید برای گذاشتن یه مطلب جدید توی وبلاگ نیاز نباشه ساعتها فکر کنی و اونقدر وسواس به خرج بدی که هفته ها بگذره و نتونی حرفتو بزنی

شاید برای اینکه به دوستهات ابراز علاقه کنی و بگی که وجودشون توی زندگی برات مهمه ، نیاز به واژه چینی و رجوع به کتاب ادبیات و زبان فارسی و مجلات و دیالوگهای توی فیلمها و قصه ها نباشه ...

شاید سخت ترین کارها تو نظرمون ، در واقع آسون ترین ها باشه و ما با افکارمون اونا رو سخت و غیر قابل اجرا میکنیم

شاید برای اینکه یه حرفو بزنی ، نیاز نباشه الکی طولش بدی ؛ تا جایی که خودت هم توی کلمات گم بشی و راه فرار رو پیدا نکنی

شاید ... ، نه . به واقع زندگی جالب تر و شگفت انگیزتر از اونیه که ما فکر می کنیم و گاهی اوقات تو فکرمون اونو محدود و کوچیک میکنیم

+ ارسال شده توسط مسعود ابراهیمی در تاريخ سه شنبه 3 خرداد1390 در ساعت 7:13 بعد از ظهر مرتبط با موضوع موفّقیّت |

اسرار دل

چند بیت بسیار زیبا از مثنوی معنوی که بسیار مورد توجه است . درباره رازها و اهداف و افکارت درباره برنامه زندگی ، اینکه نزد خود نگاه داری و با کسی در میان نگذاری .

چون که اسرارت نهان در دل شود                         آن مرادت زودتر حاصل شود

گفت پیغمبر که هرکه سر نهفـــــت                        زود گردد با مراد خویش جفت

دانه چون اندر زمین پنهان شـــــود                         سر آن سرسبزی بســـتان شود

+ ارسال شده توسط مسعود ابراهیمی در تاريخ چهارشنبه 10 آذر1389 در ساعت 11:38 بعد از ظهر مرتبط با موضوع موفّقیّت |

خودت دليل همه چيز هستی

هميشه عواقب كارهايت را بپذير و مشكلات و مسائل زندگی ات را هيچگاه و به هيچ وجه به گردن ديگران نينداز
هيچگاه بدنبال اين نباش كه ديگران را دليل ناكامی ات بدانی ، و بدان كه خود تو در جايی كوتاهی كرده ای
اشخاصی هستند كه به دليل و بهانه ای كودكانه ، «خودشان» به اختيار خود از مسير اصلي زندگيشان كنار می روند و در كوچه پس كوچه ها خود را گم می كنند و هميشه بدنبال شانه خالی كردن از زير بار مسائلشان هستند . سالها به كار خود ادامه می دهند و غافل از اينكه اگر خود را مسئول بدانند و ديگران را ببخشند و رها كنند ، خيلی زود می توانند به مسير خود برگشته و راه درست را بپيمايند .
هيچگاه بدنبال انتقام از كسی نباش ، بلكه انتقام را از نفس و افكار نادرست ات بگير كه تو را حتی برای لحظه ای از مسير دور كردند .
اين مسير ، هر چيزی می تواند باشد . طی كردن راه سعادت ، مسير رسيدن به اهداف ات ، چه مادی چه معنوی .
زندگی و عمر ، همواره در حال گذر است و حتي ثانيه ای بخاطر تو نمی ايستد . عمر در دنيا كوتاست . فرصتهايت را بی فايده به بهانه گذشته از دست نده و زندگی ات را تلف نكن . اگر همه انسانهای دنيا هم به تو بدی كرده اند ، هر جور كه شده ببخششان و همه چيز را فراموش كن ،‌ كه تو برای كسی زندگی نمی كنی . زندگی ات برای خودت است ، شادكامی ها و موفقيت هايت برای تو است و تو را عزيز می كند ، و نا كامی ات هم برای خودت ، كه تجربه های فراوانی برايت به همراه دارد .
هيچگاه به كسی ظلم نكن و بد رفتاری نكن و بگذار تصويری خوش از تو در ذهن همگان نقش ببندد . كاری كن كه همه از ديدنت احساس شادی و آرامش كنند ، نه اندوه و اضطراب .

+ ارسال شده توسط مسعود ابراهیمی در تاريخ پنجشنبه 29 مهر1389 در ساعت 10:36 بعد از ظهر مرتبط با موضوع موفّقیّت |

روزنه روح

خود را حیوان می کنند و با آنان مقایسه می کنند ، حال آنکه از حیوانات نیز پست تر می شوند .

چشمانت را آلوده نکن که چشم ، روزنه ای است مستقیم به روح . چشم هر چه می بیند ، مستقیما روح از آن تاثیر می پذیرد . با زیبایی ها شاد می شود و امیدوار و با بدی ها مخوف می شود و نا امید و دلسرد و خسته .

گناه چشم ، فکر را مشغول می کند . کافی است چشم یکبار ببیند . آنگاه است که ذهن احمق ، آن را هزاران بار بر صفحه خیال ، نمایان می کند و فکر به آن شاخ و برگ می دهد و آنقدر پیش می رود که چنگال نابودی اش را در سینه ات فرو کند .

اگر نهال غریزه را بها دهی رشد می کند و به احمقانه ترین شکل ، رشد می کند . تا جایی که با قطع قامت تنومندش باز خرده ها سر از خاک وجود بیرون می زنند و باعث رنجش می شوند .

بکش اولین نهال را که باغ زندگی ات هرزگی نداشته باشد . بکش !

+ ارسال شده توسط مسعود ابراهیمی در تاريخ پنجشنبه 11 شهریور1389 در ساعت 5:1 بعد از ظهر مرتبط با موضوع مذهبی |

سرگذشت دانه

دانه کوچک بود و کسی او را نمیدید . سالهای سال گذشته بود و او هنوز همان دانه کوچک بود .

دانه دلش میخواست به چشم بیاید اما نمیدانست چگونه . گاهی سوار باد می شد و از جلوی چشمها می گذشت .گاهی خوش را روی زمینه روشن برگ ها می انداخت و گاهی فریاد می زد و می گفت :« من هستم ، من اینجا هستم . تماشایم کنید .»

اما هیچکس جز پرنده هایی که قصد خوردنش را داشتند یا حشره هایی که به چشم آذوغه زمستان به او نگاه میکردند ، کسی به او توجه نمی کرد .

دانه خسته بود از این زندگی ، از این همه گم بودن و کوچکی .

یک روز رو به خدا کرد و گفت : «نه ، این رسمش نیست . من به چشم هیچکس نمی آیم . کاشکی کمی بزرگتر ، کمی بزرگتر مرا می آفریدی .»

خدا گفت : « اما عزیز کوچکم! تو بزرگی، بزرگتر ازآنچه فکر میکنی .حیف که هیچ وقت به خودت فرصت بزرگ شدن ندادی . رشد ماجرایی است که تو از خودت دریغ کرده ای . یادت باشد تا وقتی میخواهی به چشم بیایی ، دیده نمیشوی . خودت را از چشم ها پنهان کن تا دیده شوی .»

دانه کوچک ، معنی حرفهای خدا را خوب نفهمید . اما رفت زیر خاک و خودش را پنهان کرد . رفت تا به حرفهای خدا بیشتر فکر کند .

سالهای بعد دانه کوچک ، سپیداری بلند و با شکوه بود که هیچکس نمی توانست نادیده اش بگیرد .

سپیداری که به چشم همه می آمد .

 

+ ارسال شده توسط مسعود ابراهیمی در تاريخ دوشنبه 1 شهریور1389 در ساعت 12:56 بعد از ظهر مرتبط با موضوع داستان کوتاه |

بذار نور به زندگی ات وارد بشه

فکر کن ...

تا حالا عادت داشتی اشیائ بی مصرف رو انبار کنی ؟ و فکر کنی یه روزی (کی میدونه چه وقت ) شاید به دردت بخوره ؟

تا حالا شده پول هاتو جمع کنی و بخاطر اینکه فکر میکنی در آینده شاید بهش محتاج بشی خرجش نکنی ؟

تا حالا شده که لباسهات ، کفشهات ، لوازم منزل و آشپزخونه و چیزهای دیگه رو که حتی یکبار هم از اونا استفاده نکردی ، انبار کنی  ؟

درون خودت چی ؟

تا حالا شده خاطره سرزنش ها ، خشم ها ، ترس ها و چیزهای دیگه رو به خاطر بسپاری ؟

دیگه نکن !

تو داری بر خلاف مسیر کامیابی خودت حرکت میکنی !   باید جا باز کنی ... یه فضای خالی تا اجازه بده چیزهای تازه به زندگیت وارد بشه .

باید خودت رو از شر چیزهای بی مصرفی که در تو و زندگیت هستن خلاص کنی ، تا سعادت به زندگیت وارد بشه .

تا وقتی که در جسم و روح خودت احساسات بی فایده رو نگه داری ، نمیتونی جای خالی برای موقعیتهای تازه بوجود بیاری .

خوبی ها باید در چرخش باشن ...کشوها ، قفسه ها ، اتاق کار و گاراژ رو تمیز کن .

هر چیزی رو که دیگه لازم نداری بنداز دور .میل به نگه داشتن چیزهای بی مصرف ، زندگی رو پر پیچ و تاب میکنه . این اشیاء نیستن که چرخ زندگی تو رو به حرکت در میارن ...

وقتی انبار میکنیم ، احتمال خواستن رو تصور میکنیم ، احتمال تنگدستی رو ...

فکر میکنیم که فردا شاید لازم بشن و نتونیم دوباره اونها رو فراهم کنیم ...

با این فکر دوتا پیغام به مغزت و زندگی ات میفرستی :   که به فردا اعتماد نداری ...  و اینکه تو شایسته چیزهای خوب و تازه نیستی .

خودت رو از قید هر چیزی که رنگ و روشنایی باخته رها کن ... ، بذار نور به زندگی ات وارد بشه .


+ ارسال شده توسط مسعود ابراهیمی در تاريخ یکشنبه 10 مرداد1389 در ساعت 7:10 بعد از ظهر مرتبط با موضوع موفّقیّت |

پیامهای زندگی

زندگی پر از پیام است . هر گوشه ، هر جا . در بین مردم ، در سکوت و تنهایی ، در نوشته ای در یک کتاب ، صفحه ای از یکی مجله ، یک وبلاگ ... . در هر آنچه که میبینی و میشنوی ، ممکن است پیامی برای تو نهفته باشد . شاید بخاطر پیام در آن موقعیت قرار گرفته ای ، تا بشنوی و ببینی . ممکن است مسیرت را تغییر دهد . شاید در راهی که برای آن خلق شده ای قرار گیری . راهی که میتوانی در آن به کمال دست یابی . شاید آن پیام به سوالهای تو پاسخ دهد .

پس باید دقیق شوی . وقتی در ایستگاه اتوبوس نشسته ای ، خودت را به امور بی فایده مشغول نکن . بجای کار با موبایل یا توجه به آهنگی که با هندزفری گوش میدهی و ... ، با آرامش گوش به صدای دنیا بسپار . به قدرت بی حد و حصر خداوند توجه کن و سعی کن از هر چیز الهام بگیری برای ادامه راهت . مطمئن باش اگر باور داشته باشی ، توجه تو مسائلت را حل میکند .

شاید پرنده ای که بالای سرت پرواز میکند در حرکات خود پیامی برای تو داشته باشد . شاید پیرمردی که گوشه پیاده رو ایستاده ، در سخنان خود راه حلی بر موردی داشته باشد که ذهنت را مشغول ساخته . شاید کتاب یا حتی اسم کتابی که از دست رهگذر می افتد حامل پیامهایی برای تو باشد . شاید وبلاگ نویس ، جواب سوالت را داده است ....

به قدرت خودت ایمان داشته باش . زندگی فقط بعد مادی اش نیست . عجایبی در آن نهفته است ، خداوند قدرتهایی به انسان بخشیده است ، که با ایمان میتوانی به خواسته ها و آرزوهایت دست پیدا کنی ، و توجه به پیامهای زندگی نیز بخشی از داشتن ایمان به خود و خداست .

+ ارسال شده توسط مسعود ابراهیمی در تاريخ یکشنبه 3 مرداد1389 در ساعت 8:29 بعد از ظهر مرتبط با موضوع |